| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
جهان بینی نوبتی : ته صف
روزی که شروع به نوشتن در اینجا کردم ، دنیای شادی و انرژی بود. در روز آنقدر می خندیدم و قهقهه می زنم که دیگه همه می گفتن فقط صدای تو توی مغزمونه! اینجا رو راه انداختم تا شادیامو با دیگران تقسیم کنم. تا انرژی مثبتمو به دیگران منتقل کنم. تا از روزمرگی های بی ارزشم براتون بگم و اینکه گاهی چه نکته هایی توشونه. می خواستمم دوباره یه سری دوست جدید پیدا کنم. نمی دونم از کجا تصمیم به معرفی کتاب گرفتم ، ولی یادمه دوستای زیادی از این کار استقبال کردن. دوستایی که هستن و نیستن و شایدم دیگه منو دوسته خودشون نمی دونن. .... ولی الان ماه هاست که دیگه اون آدم سابق نیستم. دیگه اون سر خوشی قبل رو ندارم. خیلی چیزا عوض شده. خیلی چیزا که قبلا برام با ارزش بودن دیگه ارزش ندارن. دیگه مثل قبل فکر نمی کنم. دیگه مثل قبل کتاب نمی خونم. دیگه هیچی مثل قبل نیست. ... خیلی وقت پیش تصمیم گرفتم که برم از اینجا. ولی به خاطر حرف همه ی کسایی که گفتن بمون، موندم. به احترام شخصی که به عنوان یه دوست بزرگتر ازم این درخواست رو کرد، موندم.(هر چند که فکر نکنم دیگه خودشو دوسته من بدونه.) اینجا رو دوست داشتم. همتون رو دوست داشتم. ماه ها با شما زندگی کردم.صبح و شب .مثل یه خانواده. ... فروغ و جهان بینیشو همینجا تموم می کنم. چرا که کسی که پشت نقاب فروغ مخفی شده دیگه اون شور قدیم رو نداره. یه بغض دائمی الان 5 ماهه که همراهشه. هیچ وقت هم نمی خواد که کسی رو درگیر گرفتاریای خودش کنه. هیچ وقت هم نخواست خودشو معرفی کنه تا مجبور نشه به دلیل شرایط اجتماعی خودشو تغییر بده. ... می بندمش به امید روزی که که صاحب خونه دوباره روحیه شو بدست بیاره. ... دوستای زیادی داشتم.... همتون رو ندیده از ته ته قلبم دوست دارم. امیدوارم همیشه رو لباتون یه لبخنده بزرگه بزرگ باشه. مریم ، پهلوون ، نیلو ، نازنین، شازده ، ام جی ، سپیده ،حوری ، جواد ، ندا ، امیر علی ، الی ، ۱۹ ، وحید ، امید ، ملودی ، پیاز داغ ، کتی ، سوسانو ، مرجان ، حمید ، کاکا ، حجی ، ادمین ، نگار ، سعید ، ساقی ، بابا میرزا ، مینو ، منصوره ، ریحانه ، آذین ، وارش ، بهروز ، پرنیان ، در به در و هر کسی که الان اسمش یادم نیومده دوستون دارم . حلالم کنید. و خداحافظ برای همیشه. و آخرین کتاب به یاد کسی که تمام روزای هفته ی گذشته رو به افتخار سالگرد تولدش جشن گرفتیم و کیک خوردیم. به یاد آخرین منجی. به یاد آخرین امید. به انتظار ظهور. *فرهنگ الفبايي مهدويت : موعودنامه - مجتبی تونه ای - انتشارات مشهور
|+| نوشته شده توسط فروغ الزمان در شنبه 9 مرداد1389 و ساعت 23:54 |
|
درباره وبلاگ
![]() اسمشو گذاشتم جهان بینی های فروغ الزمان
جهان بینی چون می خوام جهان بینی کنم و دیگه اینکه مسلماً اسمم فروغ الزمان نیست ولی فعلاً بهم این اسمو لقب دادن و دیگه اینکه اینجا از سیاست خبری نیست . و رسم بر این شد که آخر همه پستا یه کتاب هم معرفی کنم. منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مرداد 1389پيوندهای روزانه
وبگذرخبرگزاری کتاب ایران فال حافظ google translate ليست وبلاگهای به روز شده آرشيو پیوندها پيوندها
آتیش پارهاسب سفید رویاها بانوي فانوس به دست ماه از روی سکو الی فسقلی The Blower's Daughter نـيـــلـــووو و نـقـاشـی آخ! دندونم یاداشتهای دختری که از خاطراتش فرار میکند من و پاستیلی جون وب گپ ملودی یادداشت های یک دختر عقد کرده وارش دختر آفتاب پیازداغ گاه نوشته های من(بهروز داوری) یک عدد شمیم خانوم رسپینا(حوری) پرنیان حکایت های عمارت شازده شهرزاد كاسني! پهلوان چغر باغ در به در ندا دست نوشته هاي يك جوان ایرانی(امید) کسی که مثل هیچ کس نیست (سوسانو) وقتی قورباغه ها ابوعطا می خوانند شعر جنوب کاکا جنوبی حجی نوشته ها و دیگر هیچ ...(حوری ) قلمی در دست (ادمین) برهنگی در روز آخر (دافی نگار) زیر تیغ وب نوشته ای برای با هم بودن (ساقی ) دست نوشته های ادبی (بابا میرزا) روزانه های من (مینو ) آکــاشـــا برف دی اسفندگان کودک فهیم (nox) دستنوشته های مهندس MJ سرسره (میلاد) ماه 88 ماجراهای یک فندق 70 کیلویی بی خانه مهرگان سنجاق قفلی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |